پي نوشت - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
سلام به دوستاي عزيزم؟خوبين؟توضيح اينكه هنوز برادر شوشو پول لامپا رو بهمون نداده تازه وحيد هم يواشكي از من رفته بود 360تومن هم پول ريخته بوده به حسابش به عنوان قرض ،كه از شانش بد وحيد من فهميدم و تقريبأهر روز باهاش دعوا ميكنم، وحيد هم با مظلوميت بهم ميگه اگه بهت ميگفتم ميخوام بهش پول بدم تو نميزاشتي،...
يا علي - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
شب عفو است و محتاج دعايم ،ز عمق دل دعايي كن برايم / اگر امشب به معشوقت رسيدي،خدا را در ميان اشك ديدي / كمي هم نزد او يادي زما كن ، كمي هم جاي ما او را صدا كن / بگو يا رب فلاني رو سياه است ،دو دستش خالي و غرق گناه است....................................پ ن 1:دوستاي عزيزم اميدوارم طاعات و عبادتاي همتو...
بازم دعوا - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
2روز پيش بعد از افطار با وحيد دعوامون شد،من خيلي اعصابم خرد شد و گريه كردم وحيد هم از خونه زد بيرون......................راستش بيشتر دعواهاي ما به خاطر خونواده وحيد هستش،از بس مامانم مامانم وخواهرم خواهرم ميكنه من ديگه آتيش ميگيرم،خيلي دوستشون داره،ميدونم خونوادشن حق داره دوستشون داشته باشه ولي چيكا...
عشقم تولدت مبارك - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
روز پيش يعني روز يكشنبه تولد عشقم بود.كادوي تولدش رو تي شرت خريدم.....................روز تولدش من نوبت دندون پزشكي هم داشتم وحيد تا عصر سر كار بود ................من صبح رفتم شيريني فروشي نزديك خونمون كيك گيرم نيومد،عصر تا وحيد اومدآماده شديم و دنبال دوستامون هم رفتيم اونا هم پسرشون نوبت دندون داشت...
سفرنامه)قسمت آخر( - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
وقتي رسيديم بابلسر چون هوا خيلي گرم بود, بدنامون عرق كرده بود نياز به حموم داشتيم رفتيم ويلا اجاره كرديم،و اول رفتيم يه دوش دو نفره حسابي گرفتيم و آماده شديم رفتيم لب دريا نشستيم...................... به نظرم دريا شبا خيلي رمانتيك تره،كلي عشقولانه شديم وبعد اومديم ويلا وحيد لباساي كثيفمون رو شست و ل...
سفرنامه)قسمت اول( - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
شنبه90/4/4من صبح ساعت 9 از خواب بلند شدم وحيد هم سر كار بود،روز قبلش رفته بوديم دوربين )سايبرشات( خريده بوديم تا بتونيم حسابي عكس بگيريم چون شارژرش تبديل نداشت رفتم تبديل خريدمو اومدم وسايلا رو جمع كردم ،همه وسايل رو آماده كنار در چيدم رفتم يه دوش هم گرفتم ساعت 4شد ، وحيد اومد اول يه كم بهونه آورد ك...
من برگشتم - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
سلام عزيزان،ما پريشب برگشتيم.خدا رو شكر مسافرتمون خيلي عالي بود،به هر دومون خيلي خوش گذشت و دعواهامون يه خرده كمتر شده بود.سر فرصت ميام و سفرنامه رو مينويسم.خدا يا شكرت بابت همه چيز.
روزهاي تكراري - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
اين روزا اتفاق خاصي برام نيفتاده كه بيام و بنويسم خيلي زندگيم تكراري شده،يا تنهام وقتي هم كه وحيد خونه هست يا داريم دعوا ميكنيم يا در حال لاو تركوندنيم،.......................................................................................................................................................
*********تولد،تولد،تولدم مبارك********* - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
آرزویم این است:..................................................در میان مردمی که می دوند برای "زنده بودن"....................................................................................آرام قدم برداری برای"زندگی کردن".................................................................................
جمعه ي بدون اعصاب - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
امروز صبح چون وحيد ديشب شب كار بود ساعت 8اومد خونه منم همون موقع بيدار شدم،...............صبحونه خورديم همين جوري داشتيم حرف ميزديم وحيد گفت پاشو امروز بريم پارك ناهار اونجا بخوريم،منم چون فردا تولدمه فكر ميكردم وحيد هم ميدونه و واسه فردا هم كلي نقشه واسه تولدم كشيده،..............................گف...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
من هیچ مشکلی ندارم که آدمها مومن باشند و هرکاری میخواهند بکنند و هرچه میخواهند بپرستند ولی نباید از ایمانشان به چیزی که "خدا" میخوانند برای مسلط شدن بر دیگران استفاده کنند.
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر...شخصیت من اون چیزیه که من هستم...اما برخورد من اون چیزیه که تو هستی...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
من اگر پیامبر بودم،رسالتم شادمانی بود...بشارتم،ازادی...ومعجزه ام خنداندن کودکان...نه از جهنمی میترساندم و نه بهشتی را وعده میدادم...تنها می اموختم اندیشیدن را و انسان بودن را...
فقط به این خاطر که... - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
فقط به این خاطر که - ساکتم،به این معنی نیست که چیز های زیادی برای گفتن ندارم...فقط به این خاطر که - خوشحال به نظر میرسم،به این معنی نیست که همه چی روبراهه...فقط به این خاطر که - زیاد میخندم،به این معنی نیست که مسایل را جدی نمیگیرم...فقط به این خاطر که - میبخشم،به این معنی نیست که میتوانی مرا دست کم ...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
آنهاییکه مارا از دوستی با جنس مخالف میترسانند...نمازشان را به امید همخوابی با حوریان بهشتی میخوانند...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
راستش را بخواهید...هیچ وقت نباید راستش را بخواهید...چون هیچ گاه راستش را نمیشنوید...
زنی را دیدم... - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
زنی را دیدم...به دنیا امد تا دختر کسی شود...ازدواج کرد تا همدم کسی شود...بچه دار شد تا مادر کسی شود...برای همه کسی شد اما خودش بیکس ماند...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
انگاه که زمان مرگم فرا برسد... کسی که باید بمیرد منم... پس بگذار انطور که میخواهم..............زندگی کنم........
من...تو... - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:19
زن عشق می کارد و کینه درو می کند...دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با توبرابر...می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار بهداشتن چهار همسر هستی ...برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم استو تو هر زمان بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ...در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...او کتک می ...
61472 نتي 110ترنتي 1100 طرح سه بعدي و 0 طرح سه بعدي و پلان آماد - تاریخ: 2012/08/25 ساعت: 07:56
نتي 110ترنتي 1100 طرح سه بعدي و 0 طرح سه بعدي و پلان آماد نتي 110ترنتي 1100 طرح یکته بعدي و 0 طرح یکته بعدي و پلان آماد ]]>