<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
بيش از اينها ، آه ، آريبيش از اينها ميتوان خاموش ماندميتوان ساعات طولانيبا نگاهي چون نگاه مردگان ، ثابتخيره شد در دود يک سيگارخيره شد در شکل يک فنجاندر گلي بيرنگ ، بر قالي در خطي موهوم ، بر ديوارميتوان با پنجه هاي خشکپرده را يکسو کشيد و ديددر ميان کوچه باران تند ميباردکودکي با بادبادکهاي رنگينشايستا...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
دلم ... گرفته است / تا تمام جاده ها برای تو باز بماندتو با نقشه ها / به جان ِ مسیر ها بیفتیمن در احتمالات ِ فلسفی ام غرق شوم کهچند درصد احتمال دارد دل ِ به دریا زده ات را / همین حوالی به آب داد ؟؟وقتی تمام ِ داشته و نداشته هایت / یک بقچه بیشتر نباشد ، همیشه مسافریحتی اگر پایت را از خودت / یک وجب آن ...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند.ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد :چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند .نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود .شهبال های کهن سالش بر ا...
دوست داشتن برتر از عشق است... - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
/**/ اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نگاه کني خجالتميکشي و صورتت سرخ ميشه ولي اگه تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کنيلبخند ميزني وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست بهزبون بياري..ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتونيبکني…وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيس...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
من خوبم...روزهام می گذرندصبح بیدار میشوم به خواب شب قبل فکر می کنم...لبخند می زنمبه تو فکر می کنم...به خاطره هایمان...هر روز امسال را با روزهای سال قبل مقایسه می کنم...لبخند می زنم و تو را می بینمکه در دریای افکارم غرق می شویشب است...به بالین می روم آنقدر به تو فکر می کنم تا بیداری از رو برود...امرو...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید . . .
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
من زندگي را دوست دارم ولياز زندگي دوباره مي ترسم!دين را دوست دارمولي از کشيش ها مي ترسم!قانون را دوست دارمولي از پاسبانها مي ترسم!عشق را دوست دارمولي از زنها مي ترسم!کودکان را دوست دارمولي ز آئينه مي ترسم!سلام رادوست دارمولي از زبانم مي ترسم!من مي ترسمپس هستماينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!من روز را ...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:18
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
دكتر علي باحال برخص
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
سلام دوستای نازنین و گلم تو حرف های زندگیصبح همگی بخیرامیدوارم همگی شاد و سلامت باشین
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
اینو میدونين ورزش مفیدهاونوقت شماورزش نمیکنین!!!
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
خدایا....span>دلم می خواهد شرطی بین خودمان بگذاریم!!span>شرطمان این باشد که من دعا کنم ...span>و تو از بینآنها انتخاب کنی!!!span>هر کدامشان را که به دردم می خوردمستجاب کنی و هر کدامشان را که فکرمیکنی به صلاحم نیست ،span>کنارش بگذاری...
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
سلام زلزلهspan>دیروز که آمدی من و لیلا و حمید روزهکله گنجشکی بودیمspan>فرصت افطار را هم ندادیspan>عجله ات برای چه بود ؟.
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 20:17
پدر کجائی ،رادیو ات را از زیره این آجر پاره ها پیدا کردم !span>سالم است ، هنوز خِش خِش می کند !span>شبها بدونه گوش کردنه آخرین اخبارهرادیو خوابت نمیبرد ! span>پس چرا بدونه اخبار خوابیدی بابائی ؟!
کدومش..............؟؟؟ - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 19:54
<no title> - تاریخ: 1391/6/4 ساعت: 19:54
خوب به سلامتی بازی به پایان رسید، بازیکنان با خیال راحت با ماشین های چند صدمیلیونی در شمال شهر گشت خواهند زد و طرفداران با اعصاب به هم ریخته با موتور و مینی بوس به شکستن شیشه ها، فحش و بغض وعربده کشیو انتظار برای فرصتی دیگر مشغولندبازم به غيـــرت اون 5 تـا تيــم اولِ ليــگ بـرتــر !كه بعضيـاشون چنـد...